تبلیغات
دایرة المعارف و مرجع متافیزیک - پست های آذر 1387

جستجو

 

قانون چیست؟ (خلاصه کتاب ملاقات با ناوال)

چهارشنبه 27 آذر 1387   03:06 ق.ظ


نوع مطلب : گزیده هایی از کتابها و مجلات ،

 

چند وقت بعد در پارک آلامدا قدم می‌زدیم. نزدیک جایگاه هنرهای زیبا (Fine Arts!!!!) به من اشاره کرد که باید روی میز بنشینیم، صندلی به‌طور حیرت‌انگیزی خالی بود، ... صندلی از آهن‌های شکل داده شده تشکیل شده بود. موقعیتش که در جلو و سمت راست در اصلی کلیسا که با آجرهای قرمز و شیاه ساخته شده بود – گفت‌وگی درونی‌ام را ساکت می‌کرد، که مرا درمیان همهمه ماشین‌ها و سروصدای مردم در واحه‌ای از آرامش فرو برد.

همچنان‌که تغییر می‌کرد، کارلوس این فشار و کارکرد اموزشی آن را پیش‌بینی کرده بود. گفت که این صندلی مورد علاقه دون خوان بود، .... با مالیدن دستهایش به همدیگر گفت که الان زمانش است.

"آیا میدانی که قانون چیست؟

هر چند که در کتابهایش در مورد آن خوانده بودم، اما خیلی نفهمیدم، بنابراین سرم را به معنی نه تکان دادم.

ادامه داد که:

"این نامی است که بینندگان به راهنمای گروه ساحران داده‌اند، یک نوع چارت ناوبری، و یا کتاب راهنمای وظایف مبارزان در قالب تمارینش.

"پس از بازرسی‌های جامع، ساحران مکزیک باستان به این تصمیم رسیدند که، همانطور که تمام موجودات زنده دارای یک الگوی ژنتیکی تعریف شده‌اند که اجازه تکثیر و بازگشایی را به انها می‌دهد، ما هم الگوی انرژیتیکی برای توسعه‌ فروزندگی‌مان داریم.

"شکل انسانی انرژی‌اش را از آن قانون بیرون می‌کشد. قانون یک نوع زهدان است، شامل یک نقشه تکاملی برای هر موجود زنده است، نه تنها روی زمین، بلکه در هر گوشه‌ای از کیهان که اگاهی وجود دارد. هیچ‌کس نمی‌تواند از آن فرار کند. بیشترین کاری که می‌توانیم بکنیم این است که وجود آن را برسمیت نشناسیم، در چنین حالتی به آنچه که واقعاً هستیم نمی‌رسیم: زندگی توده در خدمت هدفی که نمی‌فهمیمش.

"به عبارت ساحران، قانون نمودار فرامین عقاب است، یک معادله که تاثیر اعمال را بر اندوختن انرژی نشان می‌دهد. در حیطه عمل، یک چنین ترکیبی چیزی جز یک مبارز را نمی‌آفریند.

"قانون کامل است، و تمام جوانب راه مبارزان را در بر دارد. توصیف می‌کند که گروه ناوال چگونه شکل می‌گیرد و تغذیه می‌شود، چگونه نشل‌ها به هم می‌پیوندند تا یک سلسله را به‌وجود آورند، و آنها را به آزادی رهنمون می‌شود. اما به دلیل استفاده از آن به عنوان کلید اقتدار، می‌‌بایست که آن را برای خودمان تحقیق کنیم.

"چگونه می‌توانی آن را تحقیق کنی؟

"قانون خودش را برای ساحرانی که می‌بینند آشکار می‌سازد. برای یک تازه‌کار مانند تو، بهترین راه مشاهده کارکرد آن، دیدن ورودش به زندگی‌ات است.


تنظیم و گردآوری توسط : ناوال

نشانه (خلاصه کتاب ملاقات با ناوال)

چهارشنبه 27 آذر 1387   03:03 ق.ظ


نوع مطلب : گزیده هایی از کتابها و مجلات ،

یکبار هنگامیکه در یک اتاق غذاخوری خصوصی در رستورانی که ما را دعوت کرده بود، کارلوس مرا به جایی دیگر کشاند. چند دقیقه بعد دو نفری آنجا را ترک کردیم، درحالی‌که دیگران در حال صحبت کردن بودند.

در میان راه مجبور شدیم که بلوار بزرگی را قطع کنیم..... از یک خیابان رد می‌شدیم که فکر می‌کردم که کارلوس پشت سرم است. اما هنگامی که به آنجا رسیدم، متوجه شدم که او هنوز در سوی دیگر ایستاده است.

سپس چیزی غیرمنتظره اتفاق افتاد؛ یک تندباد بزرگ از بلوار پایین می‌آمد، به قدری بزرگ بود که مجبور شدم در میانه متوقف شوم... پیش از اینکه بتوانم از خودم محافظت کنم، ذرات گرد و غبار وارد چشم‌هایم و حلقم شدند، کهموجب سرفه‌ام شدند و برای لختی مرا کور کردند.

هنگامیکه حالم سر جا آمد، کارلوس کنارم بود، به چهره درخشانی به من نگاه کرد. او به پشتم زد و نظری بسیار عجیب ارائهکرد:

"می‌دونم باهات چکار کنم!"

با نگاهی پرسش‌آمیز به او نگاه کردم و شرح داد که:

"این همان باد است، به دنبال تو است.

کلماتش مرا به یاد لحظه‌ای انداخت که همدیگر را ملاقات کردیم، هنگامی که باد پاییزی ما را وادار ساخت تا پنجره‌های اتاق را ببندیم جایی که گروهی از دوستان منتظر او بودند.

"در آن موقع، تو آن را به صورت یک باد قوی دیدی، اما من می‌دانم که روح بود که اطراف سرت می‌چرخید. نشانه‌ای بود، و حالا می‌دانم که چرا به تو اشاره کرد.

از او خواستم که این جمله مبهم را توضیح دهد، اما پاسخش بسیار مبهم بود:

"بهدلایل قطعی اینجا هستم. این یک جنبه از اموزشهاست که مرا آنقدر مشتاق کرده است که نمی‌توانم آن را برای دیگرا توضیح دهم. می‌بایست که توسط یک پیغامبر گفته شود. در حالی‌که مشاهده می‌کردم که روح چگونه همراه با تو در بلوار می‌رقصید، دانستم که آن پیغامبر تو هستی.

اصرار کردم که باید بیشتر به من بگوید، اما گفت که حالا نه زمان و نه مکان مناسب برای این کار است.


تنظیم و گردآوری توسط : ناوال

قانون ناوال سه شاخه (خلاصه کتاب ملاقات با ناوال)

جمعه 22 آذر 1387   11:49 ب.ظ


نوع مطلب : گزیده هایی از کتابها و مجلات ،

کاستاندا یکانسان شناس معروف بود، نویسنده چندین کتاب در مورد فرهنگ پیش از مکزیک باستان. در کتابهایش، وصف کرد که چطور درحالی‌که دانشجوی دانشگاه کالیفرنیا بود، کارهایی را در میان سرخپوستان یاکی در مکزیک شمالی در راستای تحقیقات در مورد گیاهان دارویی انجام داده است.

در یکی از سفرهایش با دون خوان آشنا می‌شود که او را با ابعاد ناشناخته‌ایی از دنیای امروزی آشنا می‌سازد: خرد باستانی تولتکهای کهن، که به عنوان ساحری یا ناوالیسم شناخته شده است.


ادامه مطلب

تنظیم و گردآوری توسط : ناوال

بخشی از قانون که مرتبط با ناوالهای سه شاخه است (خلاصه کتاب ملاقات با ناوال)

چهارشنبه 20 آذر 1387   04:09 ب.ظ


نوع مطلب : گزیده هایی از کتابها و مجلات ،

"همانطور که می‌دانی آموزگارم هنگامی که سعی کرد از برخی آنومالوی‌های معین در گروهم را آنالیز کند، به سه شاخه بودنم پی برد. نمی‌توانستم به دیگر همکارنام بگویم بنابراین دقت کافی را به من مبذول داشت تا ترکیب بندی انرژیم را ماسک بزنم.

"آیا منظورت این است که دیدن دون خوان اشتباه بوده است؟

"البته نه! چیزی که اشتباه بود، جستجوی او بود. دیدن شکل نهایی ادراک است؛ هیچ ظاهری وجود ندارد، بنابراین امکان فریفته شدن هم نیست. هر چند که به خاطر فشاری که سالها به من وارد ساخت، انرژیم مقاومت نشان داد تا خودش را به شکل (مطبوع)  او در آورد. این موضوع در میان کارآموزان معمولی بود. از آنجایی که او به چهار بخش تقسیمش ده بود، من هم تلاش کردم که وزن انرژیتیک همانندی را در کارهایم وارد سازم.


ادامه مطلب

تنظیم و گردآوری توسط : ناوال

ناوالهای سه شاخه (خلاصه کتاب ملاقات با ناوال)

چهارشنبه 20 آذر 1387   04:06 ب.ظ


نوع مطلب : گزیده هایی از کتابها و مجلات ،

-" قانون امری قطعی است، اما طرح و ترکیب بندی آن در تغییر دائم است(Constant Evolution). برخلاف تکامل گراها، که توافقهای زندگی را به عنوان تجمعی از حرکتهای تصادفی ژنتیکی می بینند، بینندگان می دانند که هیچ چیزی در مورد قانون اتفاقی نیست. آنها می بینند که فرمانی از عقاب به شکل موجی از انرژی، سلسله قدرت را از نسلی به نسل دیگر تغییر می دهد، که مرحله جدیدی از ساحری را ناشی می شود".

 

- " یک روش دقیقتر برای وصف آن این است که فرض کرد که تمام گونه های مختلف قانون در درون زهدانی قرار دارند، و چیزی که در طول زمان تغییر می کند درجه دانشی است که جادوگران دارند. چنین دوره هایی از تغییرات برگشت پذیرند، و آنها با شماره 3 فهمیده می شوند] ناوال سه شاخه تغییرات را نشان می دهد[".

 

- " چرا سه ؟"

 

- زیرا تولتکهای باستان شماره 3 را به پویایی و نوسازی نسبت دادند. آنها فهمیدند که تشکیلات سه گانه – پیکربندیهای بر اساس شماره 3 تغییرات ناگهانی را نشان می دهند.

- " قانون چنین می گوید که، از زمانی به زمان دیگر، یک گونه ناوال ویژه  در سلسله قرار خواهد گرفت، ناوالی که انرژی اش به 4 بخش تقسیم نشده است، اما در عوض سه یخش خواهد داشت. " بینندگان آنها را ناوال سه شاخه نامیده اند".

 

- پرسیدم که آنها چگونه از دیگران منفک می شوند. پاسخ داد که:

 

" انرژی آنها فرار است، آنها در تحرک دائم اند و به این دلیل آنها به سختی می توانند اقتدار کسب کنند. از این نقطه نظر، ترکیب بندی آنها یک اشتباه است. آنها هیچگاه ناوالهای واقعی نخواهند بود. در عوض آنها ترس و احتیاط را که ویژگی های ناوال 4 شاخه است ندارند و ظرفیت غیرمعمولی برای بالبداهه ساختن امور و ارتباط  را دارا هستند."

 

" می توانیم چنین بگوییم که ناوالهای 3 شاخه مثل فاخته هستند که در آشیانه دیگر پرندگان رشد یافته اند (Incubated in other birds’ nests) . آنها فرصت طلب اند اما لازمند. برخلاف ناوالهای 4 گانه، 3 شاخه ها شخصیت اجتماعی دارند. آنها رازها را آشکار می سازند و موجب از هم پاشیده شدن آموزه ها می شوند، اما بدون آنها سلسله قدرت زمانهای خیلی پیش خاموش شده بود".

 

" در میان بینندگان جدید، ..... بعضی ناوالها به خاطر انرژی اضافی که دارند توانایی سازمان دهی 2 یا 3 نسل را دارند. برای مثال، ناوال الیاس...

" از سوی دیگر، ناوالهای سه شاخه ماموریت دارند که دانششان را به صورت شعاعی انتقال دهند که موجب تغییر در سلسله می شود. درخشندگی او تاثیر تجزیه کننده ای بر گروه دارد و تمایلی برای تغییر و کنش را در گروه ایجاد می کند".

- "   آیا این چیزی بود که برای شما اتفاق افتاد؟"

 

" این اتفاقی بود که رخ داد. به خاطر وضع ویژه درخشندگی ام، من هیچ تردیدی برای ترک شالوده دانش نداشتم.  می دانستم که برای انجام وظیفه ام به مقدار خیلی زیادی انرژی نیاز دارم و تنها می توانم آن را از توده اجتماع بگیرم. به این دلیل علاقه دارم که دانش را به صورت گسترده ای منتشر سازم، و الگوهای آن را تغییرشکل دهم و دوباره بیافرینم".


تنظیم و گردآوری توسط : ناوال

ساختار یک گروه (خلاصه کتاب ملاقات با ناوال)

جمعه 15 آذر 1387   10:59 ب.ظ


نوع مطلب : گزیده هایی از کتابها و مجلات ،

"چند مبارز یک گروه را می‌سازند؟

"ساختار طبیعی یک گروه چهارتایی است، بر اساس عدد 4 است زیرا که قانون به شکل هرم است. شکل گیری و رشد آن بر اساس ساختارهای اساسی صورت گرفته است. مانند هرمها، اساس گروه از چهار گوشه تشکیل شده است، هر گوشه از سه مبارز تشکیل شده است: یک رویابین زن، یک کمین کننده و شکارچی زن و یک همکار مرد. گوشه‌ها توسط پیک‌ها به هم وصل می‌شوند و جفت ناوال در راس آنها قرار دارند.

"قانون خودش را به یک مرد یا زن دوگانه نشان می‌دهد، و مبارزان می‌بایست آنها را به عنوان ناوال‌های مورد نظر بپذیرند. با چنین پذیرشی، ناوالها توسط مبارزانشان به هم اتصال می‌یابند، همیشه نشانه‌های روح را پی‌گیری می‌کنند. ظرفیت رهبری آنها ذاتی و بی‌چون‌وچرا است، زیرا دوگانگی آنها به این معنی است که هر نوع تایپ انرژی متعلق به هر کدام از اعضا را در خود دارند.


ادامه مطلب

تنظیم و گردآوری توسط : ناوال

گردآوری یک گروه (خلاصه کتاب ملاقات با ناوال)

جمعه 15 آذر 1387   12:35 ق.ظ


نوع مطلب : گزیده هایی از کتابها و مجلات ،

"هر یک از اعضای گروه چه نوع آگاهی دارد؟

"آگاهی کامل. هر یک از آنان افسانه‌های قدرت وابسته به شخصیت‌شان را می‌دانند، و می‌دانند که کارکرد آنها بخشی از هدفی است که آنها را والا می‌برد.

"روابط میان گروه و قانون در اعمال‌شان بیان شده است. برای مثال هنگامی یک مبارز مونث گروه فرمان پی‌گیری انرژی را در فضا درافت می‌کند تا هنگامی که کاندیدای مورد نظر را برای ایجاد یک نسل جدید ساحری بیابند، آنها بر آن کار به عنوان شاهراهی به آزادی متمرکز می‌شوند. آنها به هیچ موضوع دیگری علاقه‌مند نیستند. اگر که انضباط آن قصد بشکند، نتایج وخیم خواهد بود.

او مثالی را از وابستگی‌های شخصی که می‌تواند اشتباهاً در میان ساحران شکل گیرد برایم آورد.

"به محض اینکه کارآموزی‌ام را شروع کردم، هرچند که هیچ کس از من نخواسته بود، از دون خوان خواستم که گروه جدید را مشخص سازد. هر زمان که دختر زیبایی به من توجه می‌کرد، فکر می‌کردم که متمم انرژیتیکم او است، و تلاش می‌کردم که او را به دون خوان پیشنهاد دهم و توانایی‌هایش را می‌ستودم.

"اوایل مبارزان آن را به صورت یک جوک می‌پنداشتند. اما کم کم ناراحت شدند، و روزی که ناوال جدید زن را آوردم تا به آنها معرفی کنم، نتوانستم آنها را بیابم. آنها همه از اتاق بیرون رفته بودند. احساس تنهایی به من کمک می‌کرد که متانت و اعتدالم را بازیابی کنم.

"گروه یک موجود هوشیار است که به طور کامل بر ما غلبه می‌کند. شرکت در قصد آن چیزی آن چنان استثنایی است که به محض اینکه کارآموزی تمامیتش را یافت، وضعیت منیتش ذوب می‌شود. به این معنی نیست که او به‌طور اتوماتیک بی‌عیب‌ونقص می‌شود؛ سالها باید تلاش کند تا شخصیتش را شکل دهد و خودمهم بینی‌اش را کاهش دهد، ........

"تنها ناوال زن و مرد دیدگاه کلی در مورد کارکرد گروه دارند. به طور مقایسه مثل آنها مثل سلولهای عصبی گروه می‌مانند؛ واحدهایی که جاودان سازی پروسه را راهنمایی می‌کنند. دیگر اعضا کار پشتیبانی را انجام می‌دهند؛ و وظیفه دشوار المثنی سازی گروه را بر عهده دارند.

"وظیفه ناوال خسته کننده است. او مجبور است که هنرهای رویابینی و کمین‌کردن را کامل سازد، می‌بایست که دیدن را بیاموزد و ظرفیت دستکاری را به حد بیشینه برساند... و می‌بایست که به عنوان الگویی از متانت و اعتدال باشد که بتواند چسبندگی گروه را فراهم سازد. اگر تحت تاثیر هیجانات قرار بگیرند، نتایج از هم پاشیدگی خواهد بود.

پرسیدم که چرا چنین است.

"زیرا گروه یک سازمان با جرم بحرانی است. اگر هر یک از اعضا از هدف دور شود، کارکرد نامناسب موجب فروپاشی خواهد شد، وهر چیزی می‌بایست که دوباره از نو شروع شود. به این دلیل است که ناوال از آنها می‌خواهد که خودشان را به او محول کنند و او هم می‌بایست که وظاایف‌شان را تقسیم کند به گونه‌ای که هر یک بتوانند با ماکسیمم کارکرد و اعتماد کامل کار کنند، سوخت گروه بی‌عیب‌ونقصی گروهش است، و این کار به آزادی کامل می‌انجامد.


تنظیم و گردآوری توسط : ناوال

وظیفه بینندگان جدید (خلاصه کتاب ملاقات با ناوال)

جمعه 15 آذر 1387   12:27 ق.ظ


نوع مطلب : گزیده هایی از کتابها و مجلات ،

"با تشخیص اینکه من یک ناوال سه شاخه هستم، دون خوان چنین استنباط کرد که به ناچار زمان ایجاد نسل جدیدی از بینندگان فرا خواهد رسید؛ من آنها را بینندگان مدرن می‌نامم.

- " آیا آنها ویژگی های نوینی در فروزندگی شان دارند؟"

"نه. در هر دوره الگوی انرژی بشری یکسان است، بنابراین سازمان دهی گروه یکسان است. گرچه بینندگان جدید تمایلی به رنگ سبز در درخشندگی شان دارند، که نشان دهنده این است که آنها شاخص های بینندگان باستان را بازآفرینی می کنند. این پیش بینی نشده است، هر چند که در قانون گنجانده شده است".

 " اختلاف واقعی میان بینندگالن قدیم و جدید در رفتار آنها است. در حال حاضر مانند دوره های پیشین تحت سرکوبی نیستیم، بنابراین ساحران محدودیت های کمتری دارند. به طور وضوح، این یک پیشنهاد است برای: همگانی ساختن آموزشها.

 " من دوره تکرار را بازآفرینی کردم. وظیفه ام بستن آموزشهای دون خوان با یک کلید طلایی بود و دادن این امکان به کسانی بود که بعدها خواهند آمد. این معنی جمله ای است که می گوید من آخرین ناوال گروه دون خوان بودم، نه به معنی مطلق، بلکه به معنی دگرگونی ریشه ای".

.........

"امیدوارم که آنچه در طول این سالها دیده‌ای، انتظاراتت را برآورده ساخته باشد. هر کاری انجام دادم، با ملاحظه محدودیتهایت مانند خودم. می‌دانم که تو در حال آماده سازی دیگری‌ات هستی، و این این امر را ممکن می‌سازد که تو می‌توانی خودت به تنهایی ادامه دهی، دوگانه‌ات تو را تنها نمی‌گذارد تا اینکه به تمامیتت برسی. بخش تئوری تمام شده است و حالا زمان آن است که هدیه نهایی را به تو بدهم.

" آموزش نهایی می گوید که در ارتباط با قصد، هر شخص، هر کسی که می خواهد باشد، که به ناوال دست می یابد، جای خودش را در قانون دارد. بنابراین تنها نیستی، ساحران انتظار چیزی را از تو می کشند".

 "با کمی گیجی پرسیدم، چه؟ " شرح داد که:

" تمام مبارزان یک ماموریت دارند. شما باید آنچه را روح می گوید اجرا کنید، این راه شما به اقتدار است."

 " خب، وظیفه ویژه شما چیزی است که روزی ولینعمت شما برای شما بازخواهد گفت. گرچه بر اساس قانون ناوال سه شاخه، من استراتژی تعییین شده توسط دون خوان را اجرا می کنم، که شما را به قصد آموزگارم (دون خوان) می سپارد".

 " چیزی که از شما انتظار می رود به اطرافیانتان بگویدد که: " شما آزادید، شما می توانید به تنهایی پرواز کنید! شما اطلاعات لازم را دارید، منتظر چه هستید؟ بی نقص عمل کنید و ببینید که چگونه انرژی راه را به شما می نمایاند".

 " به هر کسی که در راس آموزش های دون خوان قرار دارد بگویید که، درهای دانش کاملاً باز است. هر مبارز مسوول خویشتن است و باید برای خودش حداقل فرصت ها را تهیه کند که منجر می شود به سازمان دهی گروه ویژه اش".


تنظیم و گردآوری توسط : ناوال